X
تبلیغات


مجموعه اشعار مریم حیدر زاده

مجموعه اشعار مریم حیدر زاده

و من برای زندگی تو را بهانه میکنم . . .

شنــیــدم میخــوای بـری ٬ بـاز منـو تـنهـا بـذاری

هرچی یاد و خاطره ست ٬ پشت دلت جا بذاری

شنیدم گفتی نگاهش واسه ی چشام عادیه

هـر چـیـزی حـدی داره ٬ مـحـبتـاش زیـادیـه

شـنیـدم یـه مـدتـی میخـوای ازم دوری کنی

اینه رسمش که با این دیوونه اینجوری کنی

شنیدم همین روزا بازم میخوای بری سفر

بسـلامـت ! عزیـزم امـا همینـجور بـی خـبر

شـنیـدم خـسته شـدی از بـازیـای سـرنوشـت

نکنه این بار دیگه بی من میخوای بری بهشت

شنیدم گفتی که سرنوشتمون دست خداست

اما تو خوب میدونی حسابت از همه جداست

شنیدم گفتی باید برم سراغ زندگیم

شنیدم گفتی با این که خیلی چیزی یادم داده

نمیدونم چی شده  که از چش من افتاده

شایدم تموم این شنیدنی ها شایعه ست

از تو اما نمیپرسم گفته باشی فاجعه ست

+نوشته شده در یکشنبه سی ام آبان 1389ساعت15:16توسط حامد | |

چندتا غروب دیگه میای طلوع کنیم با همدیگه ؟

یه فال حافظ بگیرم تا ببینم اون چی میگه ؟

باید یه جوری خودمو واسه تو آماده کنم

میخوام برم دو بسته شمع نذر امامزاده کنم

چی کار کنم میخوام برم نماز حاجت بخونم

یعنی تا اوضاع جور بشه منتظر تو بمونم ؟

راستی یه ساله تو خونه زخم زبون زیاد شده

اسمتو دیگه نمیگم واژه ی اون زیاد شده

همش میگن اون که میگفت دیوونته ٬ عاشقته

بمیری ام سراغتو نمیگیره بگه چته

تو میگی من چیکار کنم ٬ عجب توی دوراهی ام

نه توی خشکی ام نه آب ٬ درست مث یه ماهی ام

یه ماهی خیلی کوچیک ٬ میون آزادی و تور

که دلخوشیش بیخودیه ٬ مث یه آزادیه دور

ببین روزا و لحظه ها بدجوری اذیت میکنن

آدما درباره ی تو بدجوری صحبت میکنن

میگن که بعد این همه عاقل شم و رهات کنم

میگن تو قلبمی ولی باید یه جور جدات کنم

خوب میدونی گوش نمیدم به پند و حرفای کسی

ولی تو چی تا کی باید به داد دردم نرسی ؟

تحملم حدی داره ٬ اونم دیگه تموم شده

عمرمو زندگیم چی حیف ٬ چه قدر برات حروم شده

دیشب نشستم تا سحر ٬ دیدم اونا بد نمیگن

به جای صبر و طاقتم چیکار کردی واسه من ؟

نه رفتی و نه اومدی ٬ نه عشقی و نه دیدنی

نه حتی از جانب تو ٬ حرف به هم رسیدنی

اون دوره ها تموم شده ٬ دوره ی مثل گل یاس

خودت عجب قدکشیدی ٬ منو شکستی ناسپاس

چقدر بده اون که اومد اول گل دادن من

میخواد با یه تبر بشه باعث افتادن من

تو همینو دلت میخواست ٬ حالا دیدی شکستنو ؟

چرا میخواستی بشکنی رویاهای ترد منو ؟

درسته دنیا بی وفاس اما بدون خدا داره

کلی مجازات واسه ی آدم بی وفا داره

اگه که راست گفته باشن آدمای دور و برم

دلم میخواد برم یه جا لحظه ی مرگو بخرم

شنیدن حرفای دیگه داره دیوونم میکنه

آدم آخه برای کی انقد دل بسوزونه ؟

علتشو نفهمیدم میخواست عاشقت بشم

بعدش که مطمئن شدی هرگز دیگه نیای پیشم

از همون اولم آره یه کم عجیب غریب بودی

تو ماجرای تلخ من یه وسوسه یه سیب بودی

تو اومدی دلم رو از راهی که داشت به در کنی

بعدش بذاری بری و بدون اون سفر کنی

من دیوونه رو بگو ٬ منتظر توام هنوز

حقمه که بهم بگن بازم بشین بازم بسوز

رنگین کمون زیباس ولی تو حسرت یه رنگیه

دلت رو بسپار دست کوه ٬ چون جنس اونم سنگیه

من اینو اقرار میکنم ٬ تا خواستی آزارم دادی

اما اینم بهت بگم ٬ از چشای من افتادی

دیگه اگه خورجین تو پر از گل و نامه باشه

اگه تو فکرت واسه بعد هزارتا برنامه باشه

اگه مث اون اولا خوب بشی و با حوصله

نمیشنوی که من دیگه به پرسشت بگم بله

تو این دو سال یا بد بودی ٬ یا خشن و مریض بودی

تو اوج اذیتم ولی باز واسه من عزیز بودی

اما حالا تصمیممو گرفتم و سخته برام

نوشتنش سخته ٬ ولی دیگه شما رو نمیخوام

خدا کمک میکنه که یه جور فراموشت کنم

من قطره قطره آب میشم تا تو رو خاموشت کنم

عکسا و یادگاریات ٬ نه اونا رو پس نمیدم

دیگه برام تجربه شد ٬ دلو به هیچکس نمیدم

میشینم و با رویاهام یه وقتا خلوت میکنم

دلم گرفت به عروسک گاهی محبت میکنم

اون حرفامو گوش میکنه تو هر زمون و فرصتی

بدون هیچ توقعی ٬ بدون هیچ خیانتی

خوب دیگه حرفی ندارم ٬ هیچی به جز خداحافظی

اونم بذار پای یه جور رسم قدیم کاغذی

کسی که تا قیامتم هرگز نمیبخشه تو رو

انقد نشستی تا خودش آخر بهت بگه برو

 

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم آبان 1389ساعت12:47توسط حامد | |

چی میشه مینویسم آدما رو دوس ندارم

خودمو ٬ اونا رو ٬ حتی شما رو دوس ندارم

دیگه از دلم گذشته عاشق کسی بشم

اون دوست دارمای بی هوا رو دوس ندارم

یادمه یه وقت جونم از سر عاشقی میرفت

دیگه حتی فکر اون لحظه ها رو دوس ندارم

سرنوشت و سفر و خیانت و پشیمونی

حق دارم بگم که هیچکدوما رو دوس ندارم

نه غریبه لطفی کرد ٬ نه آشنا خیری رسوند

هیچ کدوم ٬ غریبه و آشنا رو دوس ندارم

کفره اما مینویسم ٬ دعا فایده ای نداشت

من دعا نمیکنم ٬ نه ٬ دعا رو دوس ندارم

بچه بودیم چی میشد بچه میموندیم همیشه

گرچه من خیلی بدم بچه ها رو دوس ندارم

یه زمونی یه صدا وجودمو تکون میداد

باورش سخته ولی اون صدا رو دوس ندارم

التماس سرخ سیبا دیگه معنی نداره

سیبا مال عاشقاس ٬ من سیبا رو دوس ندارم

دیگه دستی نمیخوام که کنج دستام بشینه

همه چی سرده ٬ می لرزه ٬ گرما رو دوس ندارم

چرا من دلواپس شمعدونی باشم تو غروب ؟

دیگه نه گلا رو نه گلدونا رو دوس ندارم

وفا حرفه ٬ مهربونی قحطیه ٬ عشقم بلاس

دیگه بی وفام ٬ عجب نیس وفا رو دوس ندارم

صحبت چشمای روشنش یه عمری منو کشت

ولی نه هرگز دیگه اون چشا رو دوس ندارم

با خودم قرار گذاشتم سراغ دلم نرم

با دلت بری خطاست ٬ من خطا رو دوس ندارم

وقتی که عاشق بودم ٬ بلا چه طعم خوشی داشت

حالا که رها شدم پس بلا رو دوس ندارم

یعنی چی دوست دارم ٬ بی تو میمیرم ٬ عزیزم

نمیدونم چرا این جمله ها رو دوس ندارم

باید آدم بشینه راس راسی زندگی کنه

آدمای عاشق و مبتلا رو دوس ندارم

خدا هرچی سر رام بود طعم خوشبختی نداشت

نمیشه آخه بگم که خدا رو دوس ندارم

ولی بنده هات نساختن با دلم تک تکشون

اینکه جرمی نداره ٬ بنده ها رو دوس ندارم

خورشید و ستاره رو مهتاب و آسمونا رو

ساحل و موج بلند دریا رو دوس ندارم

همه عمرم  توی سوختن واسه پروانه گذشت

ولی بی رحمم و حتی شعما رو دوس ندارم

می دوی میشکننت ٬ نمیخوانت ٬ نمیرسی

من به کی بگم که این قانونا رو دوس ندارم

زندگی رو شونه هام سنگینی میکنه عجیب

پس گناه من چیه که دنیا رو دوس ندارم

دو سه سالی بود به عشق رویاهام زنده بودم

دیگه حتی رسیدن تو رویا رو دوس ندارم

دلمو همه زدن یا بد میشن یا که بدن

خودمم بدم ولیکن بدا رو دوس ندارم

به جای این همه حرفا چون که باور بکنید

بذارید بگم که دیگه ٬ زیبا رو دوس ندارم

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم آبان 1389ساعت14:49توسط حامد | |

یک عمر تو را به هرکجایی بردم

هر لحظه گذشت بی تو من نشمردم

حالا تو بمان و قصه ات راحت باش

از بس نرسیدم به تو آخر مردم

+نوشته شده در جمعه بیست و یکم آبان 1389ساعت18:7توسط حامد | |

من دیوونه رو باش که نفهمیدم تو بی رحمی

تمام مشکلم اینه که حرفامو نمیفهمی

منو باش که نفهمیدم تو بی ذوقی بی احساسی

دروغ بود این که میگفتی تو هم محو گل یاسی

من دیوونه رو باش که شکستم با شکست تو

تو چه مردابی افتادم یه عمره با دو دست تو

من دیوونه رو باش که واسه تو گریه میکردم

تو رو باش که نفهمیدی تو شعرم گم شده دردم

من دیوونه رو باش که به پای شعر تو سوختم

ولی بعد یه کم بازی تو با من بد شدی کم کم

من دیوونه رو باش که واسه عهدت قسم خوردم

باهات موندم ٬ باهات ساختم ٬ واست سوختم ٬ واست مردم

من دیوونه رو باش که به اخمای تو خندیدم

همش یک گل تو باغچم بود اونم آخر واست چیدم

من دیوونه رو باش که به خوبیم عادتت دادم

شکستی قلبمو اما ندیدی رنگ فریادم

من دیوونه رو باش که واست روزامو سوزوندم

خوشی رو تو خودم کشتم ولی با چشم تو موندم

من دیوونه رو باش که کشیدم ناز چشماتو

چه قدر تلخه بدون تو ٬ چه قدر سخته برام با تو

من دیوونه رو باش که خیال کردم تو مجنونی

تو حتی اسم مجنونم نه آوردی نه میدونی

من دیوونه رو باش که قد دنیا دوست دارم

نه اما من دوست داشتم حالا که از تو بیزارم

من دیوونه رو باش که واست خوندم چه قدر ساده

تو حرف عاشقونم رو شنیدی ٬ حاضر ٬ آماده

من دیوونه رو باش که نشستم منتظر ٬ رسوا

زدی تو زیر قولاتو گذاشتی باز منو تنها

منو باش که نفهمیدم دیگه من رو نمیخواستی

چه قد دیوونه ای راستی ٬ چه قد دیوونه ام راستی

منو باش که با یه آهنگ میخواستم مهربون تر شم

زدی تیر و توی ذوقم نداشتی حوصله بازم

من دیوونه رو باش که تو رو عاشق حساب کردم

چقدر دیوونه تر چون باز تو رو اینجا خطاب کردم

من دیوونه رو باش که درسته خیلی دیوونه ام

جهنم میرم اما نه ٬ کنار تو نمیمونم

اینم یه نامه ی ابری ٬ به امضای یه دیوونه

فقط بیچاره اون کس که ٬ یه عمر با تو میمونه

 

+نوشته شده در جمعه بیست و یکم آبان 1389ساعت14:57توسط حامد | |

نمی خوام از آسمون چیزی برات بیارم

عکستو رو قله ی هیمالیا بذارم

نمیخوام از پشت ابر ماهو واست بچینم

فقط تو خواب و رویا تو باشی درکنارم

میخوام برات بمیرم شاید که باور کنی

شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی

من نمیخوام تو رویام سوار ابرا بشم

تو آرزوی کالم باز با تو تنها بشم

من نمیخوام که با شعر حرفمو گفته باشم

توی خیالم واسه تو شب یلدا باشم

میخوام برات بمیرم شاید که باور کنی

شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی

من نمیخوام فکر کنی که عاشقیم یه حرفه

یه کم اگه نباشی آب میشه ٬ مثل برفه

دلم میخوام بدونی دلم مث یه دریاس

به وسعت نگاهت ٬ عمیق و خیس و ژرفه

میخوام برات بمیرم شاید که باور کنی

شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی

من نمیخوام بگم که چشات خود ستارس

چشات اگه نباشه ستاره بی اشارس

من نمیخوام رو کاغذ فقط نوشته باشم

دیدن روی ماهت تولد دوبارس

میخوام برات بمیرم شاید که باور کنی

شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی

من نمیخوام بگم که صدبار واسه تو مردم

قد تموم دنیا عاشق و دلسپردم

میخوام خودت حس کنی بدون طعم حرفت

چقدر تو قحطی نور ٬ لحظه ها رو شمردم

میخوام برات بمیرم شاید که باور کنی

شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی

من نمیخوام بهار شه ٬ من عاشق پاییزم

پاییز میشه عاشقتر ٬ واسه تو اشک میریزم

من نمیخوام عاشقیم مثل بقیه باشه

فقط بگم فدات شم ٬ فقط بگم عزیزم

میخوام برات بمیرم ٬ شاید که باور کنی

شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی

من نمیخوام با چشمام بهت بگم دیوونم

من دوست دارم بگی که ٬ نگو ٬ خودم میدونم

من نمیخوام آخر قصه مونو بدونی

من نمیخوام زبونی بگم پیشت میمونم

میخوام برات بمیرم شاید که باور کنی

شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی

نمیخوام از اون بالا ماهو برات بدزدم

یا که نشونت بدم عاشقیمو با غصم

من نمیخوام که دنیا فقط تو رویا باشه

از گلای ارکیده قصری برات بسازم

میخوام برات بمیرم شاید که باور کنی

شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی

من نمیخوام داشتنت واسه من آسون بشه

نعمت با تو بودن اینجا فراوون بشه

من نمیخوام با خودت بگی که نه محاله

مریم عاشق من شبیه مجنون بشه

میخوام برات بمیرم شاید که باور کنی

شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی

من نمیخوام بگم که بباری بارون میاد

به خاطر تو چشم گلای رز خون میاد

من نمیخوام فکر کنی حرفای عاشقونم

همین جور آسون میره ٬ همین جور آسون میاد

میخوام برات بمیرم شاید که باور کنی

شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی

من نمیخوام که کوه رو بشکافمش با تیشه

پر سیاوشونو ببرمش با ریشه

من نمیخوام تو نامه یه قولی داده باشم

که میمونم کنارت حتی پس از همیشه

میخوام برات بمیرم شاید که باور کنی

شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی

نمیخوام این نوشته کارا رو بدتر کنه

پلکاتو سنگین کنه ٬ اون چشاتو تر کنه

من نمیخوام با حرفام یه وقت دلت بلرزه

آتیش تصمیممو رنگ خاکستر کنه

میخوام برات بمیرم شاید که باور کنی

شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی

من نمیخوام بگی نه ٬ میخوام برات بمیرم

برای اولین بار اجازه هم نگیرم

من نمیخوام فکر کنی رها میشم با مردن

مرگ منم میگه که صید تو ام ٬ اسیرم

میخوام برات بمیرم شاید که باور کنی

شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی

دیگه دارم میمیرم ٬ ببین چشامو بستم

به عشق مردن برات تو انتظار نشستم

من نمیخوام که قلبی برای من بشکنه

من نمیخوام بشکنی ٬ من واسه تو شکستم

میخوام برات بمیرم شاید که باور کنی

شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی

من واسه ی تو مردم ٬ این حرف آخرینه

دوس ندارم به جز تو کسی اینو ببینه

تو توی آسمون باش این جاها جای تو نیست

تو قلب آسمونی ٬ اینجا زیرزمینه

میخوام برات بمیرم شاید که باور کنی

شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی

من نمیخوام گل برام بیاری پرپر کنی

این شعر آخریمو یه وقتی از بر کنی

بقیه روزای طلایی عمرتو

یه وقت خدا نکرده با سرزنش سر کنی

میخوام برات بمیرم شاید که باور کنی

شاید با برق چشمات مرگو آسونتر کنی

+نوشته شده در پنجشنبه بیستم آبان 1389ساعت15:7توسط حامد | |

سلام ای تنها بهونه واسه نفس کشیدن

هنوزم پر میکشه دل واسه ی به تو رسیدن

واسه ی جواب نامت میدونم که خیلی دیره

بذا به حساب غربت نکنه دلت بگیره

عزیزم بگو ببینم که چه رنگه روزگارت

خیلی دوس دارم تو مهتاب بشینم یه شب کنارت

سرتو با مهربونی بذاری به روی شونه ام

تو فقط واسم دعا کن آخه دنبال بهونه ام

حالمو اگه بپرسی ٬ خوبه تعریفی نداره

چون بلاتکلیفه عاشق ٬ آخه تکلیفی نداره

نکنه ازم برنجی ٬ تشنه ام تشنه ی بارون

چقد از دریا ما دوریم ٬ بی گناهیم هردوتامون

بدجوری به هم میریزه ٬ منو گاهی اتفاقی

تو اگه نباشی از من نمیمونه چیزی باقی

میدونی که دست من نیست ٬ بازیایه سرنوشته

رو قشنگا خط کشیده ٬ زشتا رو واسم نوشته

باز که ابری شد نگاهت ٬ بغضتم واسم عزیزه

اما اشکاتو نگه دار ٬ نذار اینجوری بریزه

من هنوز چیزی نگفتم که تو طاقتت تموم شد

باقیشو بگم میبینی گریه هات کلی حروم شد

حال من خیلی عجیبه ٬ دوس دارم پیشم بشینی

من نگاهت بکنم تو ٬ تو چشام عشقو ببینی

یادته من و تو داشتیم ساده زندگی میکردیم ؟

از همین تشنه ی شفاف رفع تشنگی میکردیم

یه دفعه یه مهمون اومد عقلمو یه جوری دزدید

دل تو به روش نیاورد ٬ از همون دقیقه فهمید

اولش فکر نمیکردم که دلم رو برده باشه

یا دلم گول چشای روشنش رو خورده باشه

اما نه گذشت و دیدم ٬ دل من دیوونه تر شد

به تو گفتم و دلت از قصه ی من باخبر شد

اولش گفتم یه حسه ٬ یا یه احترام ساده

اما بعد دیدم که عشقه ٬ آخه اندازش زیاده

تو بازم طاقت آوردی ٬ مثل پونه ها تو پاییز

سرنوشت تو سفیده ٬ ماجرای من غم انگیز

بدجوری دیوونتم من ٬ فکر نکن این اعترافه

همیشه نبودن تو کرده این دلو کلافه

میدونم فرقی نداره ٬ واست عاشق بودن من

میدونم واست یکی شد بودن و نبودن من

میدونم دوسم نداری ٬ مث روزای گذشته

من خودم خوندم تو چشمات یه کسی اینو نوشته

اما روح من یه دریاس ٬ پر از موج و تلاطم

ساحلش تویی و موجاش ٬ خنجرای حرف مزدم

آخ که چه لذتی داره ناز چشماتو کشیدن

رفتن یه راه دشوار واسه هرگز نرسیدن

من که آسمون نبودم ٬ اما عشق تو یه ماهه

سرزنش نکن دلم رو به خدا اون بی گناهه

تو که چشمای قشنگت خونه صدتا ستارس

تو که لبخند طلاییت واسه من عمر دوبارس

بیا و مثل گذشته جز به من به همه شک کن

من بدون تو میمیرم بیا و بهم کمک کن

تو که چشمای قشنگت خونه صدتا ستارس

 

                                                    دانلود دکلمه

+نوشته شده در جمعه چهاردهم آبان 1389ساعت15:47توسط حامد | |

فکر میکنی چشات چیه ؟ دو تا بلای معمولی

چه جوریه مگه صدات ؟ یه جور صدای معمولی

فکر میکنی تو چی داری که امثال من ندارن ؟

فقط یه جور ناز و ادا و عشوه های معمولی

وقتی ازت حرف میزنم دیگه نمیلرزه تنم

تو هم یکی مثل همه تو آدمای معمولی

اما نه طفلکی اونا ٬ از خیلی هاشون بدتری

یه عاشق دمدمی و یه بی وفای معمولی

اون قدیما یادم میاد گفته بودم موهات طلاست

نمیشه زیرش بزنم ٬ یه جور طلای معمولی

بیا فقط یه بار ٬ فقط یه بار کلاتو قاضی کن

منم مث اونا بودم ؟ اون عاشقای معمولی ؟

هرچی بودم دلت رو زدم شعرا و عاشقونه هام

رفتی سراغ کسی با مو و چشای معمولی

من نمیگم آدم باید عاشق چشم و ابرو شه

دردیه که خوب نمیشه با یه دوای معمولی

کاش ولی لایقت باشه اون که شبات مال اونه

فقط میخوام دعا کنم ٬ یه جور دعای معمولی

تو که شبات روز شدن و روزامو رنگ شب زدی

کاش لااقل بچه بودم با اون شبای معمولی

کاش جای موندن توی عشق ٬ تو مشق شب مونده بودم

تو مشکل سفیدی اون کاغذای معمولی

ما بدجوری به هم زدیم ٬ حسرت به دل موندن هنوز

بیرون بریم با هم یه روز ٬ حتی یه جای معمولی

راستش میخواستم اولاش نقشی واست بازی کنم

نقش یه دختر خوش بی اعتنای معمولی

دیدی نقاب من چه زود افتاد و من همون  شدم ؟

بازم همون دخترک بی ادعای معمولی

راستی میگم شعرای اون از مال من قشنگتره ؟

چی داره که من ندارم  ؟ یه جور ادای معمولی

فکر میکنم که راه به راه بهت میگه دوست داره

منو شکست نکردن ٬ همین کارای معمولی

خوب میدونم من تو دلم برات میمردم ولیکن

زیاد واست جالب نبود این گفتنای معمولی

چه فایده هرچیزی که بود تموم شد و دیگه گذشت

اینم یه نامه کمتر از نوشته های معمولی

نمیدونم تو میخونیش یا که نگاش نمیکنی

به خاطر تازگی اون وعده های معمولی

همونا که اول میدن به جز تو هیچکس به خدا

یه حرف ساده دروغ ٬ یه به خدای معمولی

اگه که خوندیشم بگو این مال یه غریبه بود

یه لطف اگه داری بگو یه آشنای معمولی

اما اگه دیدی که نه زیادی اذیت میکنه

بیا سراغ دختری با رویاهای معمولی

منم میبخشمت آخه چاره ای جز این ندارم

مث همیشه قهرا و باز آشتیای معمولی

اگه نخواستی نامه رو ٬ تو رو خدا پس نفرست

رو عادت همیشگیت ٬  با اون یه تای معمولی

خواستم یه جور سادگیمو فقط بهت نشون بدم

نامه تمیزه ولی با مداد سیای معمولی

من خیلیم بد نبودم ٬ سعی میکنم بد نباشم

خوب بعضی وقتا بد میشم ٬ از اون بدای معمولی

دیگه مزاحم نمیشم ٬ تو کاری با من نداری ؟

تکیه کلامه خودته این جمله های معمولی

فقط یه چیزی ٬ دوس دارم به یه سوال جواب بدی

غیر از تمام پرسشا و ٬ سوالای معمولی

پشت چراغ چشم تو گل بفروشم تو میخری ؟

بهم نگا کن به چش یه جور گدای معمولی

+نوشته شده در جمعه چهاردهم آبان 1389ساعت0:47توسط حامد | |

مثل اون وقتا هنوز دلم برات لک می زنه

حسرت داشتن تو ٬ پیر شده ٬ عینک میزنه

صورتم سرخ شده بود ٬ اما حالا کبود شده

جدایی یه عمره داره توی اون چک می زنه

اونی که من نمیخواستمش ولی منو میخواست

منو میبینه یه وقت دوباره چشمک میزنه

یادته مشروط دوست داشتن تو شدم یه عمر ؟

هنوزم کامپیوتر داره برام تک میزنه

حالا که گذشت و رفتی و منم تموم شدم . . .

مثل تو کی آدمو جای عروسک میزنه ؟

دیشب از خواب پریدم خوب شد ٬ آخه دیدم یکی

داره به ماشین تو ٬ هی گل میخک میزنه

تو که تنها نبودی ٬ یکی پیشت نشسته بود

بگذریم ٬ این دل من همیشه با شک میزنه

اونی که بهم میگفت دوست دارم ٬ دوسم نداشت

دیده بودم واسه ی دختره سوتک میزنه

باورت میشه هنوز عاشقتم ٬ اون روز خوب

دل هنوز واست (( تولدت مبارک )) میزنه

تو زیاد دوسم نداشتی ٬ خوب مقصر نبودی

کی میاد امضا زیر قول یه کودک میزنه ؟

نه که بچه ها بدن ٬ پاک و زلاله قلبشون

ولی نبض عقلشون ٬ یه قدری کوچک میزنه

فکر نکن فقط توی ٬ رسمه یه وقتا حوصله

میره آسمون ٬ خودش رو جای لک لک میزنه

دختر همسایمون ٬ نمیدونه دوس نداری

داره دور قاب عکست گل و پولک میزنه

نه که فکر کنی به تو نظر داره ٬ میکشمش

مثلا داره رو زخمام گل پیچک میزنه

کارش این نیس ٬ طفلکی شب تا سپیده میشینه

گل و بوته و شکوفه روی قلک میزنه

راستی من چرا تو نامم اینا رو به تو میگم

نمیگم گوشای رویام دیگه سمعک میزنه

جز واسه نوار تو که توش صدای نازته

به نفس هام عطر سیب قندک میزنه

نامه مو جواب نده ٬ دوسم نداشته باش ٬ ولی

نذا اصلا نزنه قلبی که اندک میزنه

پیش هیچ کسی نرو ٬ حلقه دست کسی نکن

چون گناهه ٬ من هنوز دلم برات لک میزنه

 

+نوشته شده در جمعه هفتم آبان 1389ساعت12:44توسط حامد | |

انقدر دوست دارم که تو کتاب جا نمیشه

پی چاره ام ٬ با حرفای الفبا نمیشه

من که هیچ ٬ ساعتمم دیوونته ٬ دروغ که نیست

تو از اون روزی که رفتی خوابیده پا نمیشه

هی میگم کاشکی یه روز معجزه شه ٬ با همدیگه

دو سه ساعتی بریم کنار دریا ٬ نمیشه

آسمون دلش گرفته ٬ مث اخمای توئه . . .

یه گره افتاده رو پیشونیشو ٬ وا نمیشه

نامتم باهام لجه ٬ میخوام بزارمش کنار

انقدر بده باهام ٬ هرچی کنم تا نمیشه

مگه کم ناز چشاتو کشیدم دسته گلم ؟

که دیگه یه ذره خندتم مال ما نمیشه

سرخیا مال تو ٬ هرچی زرده بفرست واسه من

ماهی مثل تو که پنهون لای ابرا نمیشه

دیدی خواستن میون من و تو رو ابری کنن ؟

تو نگفتی بهشون برید ٬چه حرفا ٬ نمیشه ؟

مگه از من چی شنیدی که یهو دلت شکست ؟

دل عاشق بیشتر از یه دفعه رسوا نمیشه

چه شبایی که نشستم تا سحر به این امید

که به هرکسی به جز من بگی نه یا نمیشه

روزی که خواستی بیای پیشم مث دیوونه ها

از همه میپرسیدم ٬ پس چرا فردا نمیشه ؟

اینه رسمش ؟ تا یه چیز شنیدی باورت بشه ؟

این جوری که قصه مون عبرت دنیا نمیشه

یعنی حق با شعر یه شاعر اون روزاس که گفت ؟

برو مجنون واسه تو هیچکسی لیلا نمیشه

خوابتو دیدم و پرسیدم ازت کجا بودی ؟

گفتی طولانیه قصه ٬ توی رویا نمیشه

یادته ؟ تماس گرفتم که ببینم چی شده ؟

گفتی بعدا ٬ جایی ام صحبتش اینجا نمیشه

دفترم عادتشه ٬ فقط تو روش خط بکشی

خودتم خوب میدونی بدون امضا نمیشه

تو رو باید تو تمام کتابا ٬ نه کمته

حرف تو خلاصه نیس ٬ پس توی انشا نمیشه

چشاتو نمیشه گفت چه رنگیه ٬ بس که گلی

هیچ چشی ٬ چش نزنم ٬ انقده زیبا نمیشه

راستی تو منو یادت رفته ٬ آره ؟

من همونم که شباش بدون تو به غیر یلدا نمیشه

با خودت قرار گذاشتی دیگه اسممو نگی

جمله هات تموم میشه ٬ با نمیخوام ٬ با نمیشه

باشه هرچی تو بگی قبول ٬ فقط اینو بدون

حکم قتلمم بدی ٬ هیچکسی زیبا نمیشه

+نوشته شده در پنجشنبه ششم آبان 1389ساعت17:5توسط حامد | |