X
تبلیغات


مجموعه اشعار مریم حیدر زاده - نامه هشتم

مجموعه اشعار مریم حیدر زاده

و من برای زندگی تو را بهانه میکنم . . .

بنویسم عشق من سلام ، اون یه تیکه خجالت مونده از بچگی رم بذارم پای طاقچه ی آرزو ها پشت صندوقچه ی یادگاریای دوران کودکی ، خیالت راحت میشه ؟

اگه میشه پس عشق من سلام .

پری آسمونای دور بالای ایوون ، یکی یه دونه مروارید همیشه براق گوش ماهی پای گلدون ، من کی رو ببینم باورت میشه ؟به کی بگم تو عشق منی که حرفشو نوش جان کنی ؟

من چه کنم که نمیتونم ببینم تو خیال داری با یکی ، دو کلمه حرف بزنی یعنی من از مجنونم بدترم ؟

مجنون واسه لیلی قاصدی فرستاد اما من چی ، من نمیخوام سلاممو کسی به تو برسونه ، فدای او چشمای روشن مثل کهکشونت که امروز هنوز صدامو نشنیده ازم پرسیدی چته ؟ یادته چی گفتی ؟

گفتی باز دو قطره بارون نریخته سیمای نازک ارتباطت ریخت بهم ؟

فکر کردی من اونجا نبودم ؟نه عزیزم تو اونجا بودی ، نه اون جا ، هرجا من بودم تو هم بودی .

چرا گفتی به قدر کافی ثابت کردم که عاشقتم ، من که هنوز اولشم ، میخوای بگی برو ، ببین این راهش نیست تازه اگه باشه من نمیتونم .منی که چشم دیدن اون آدمایی که یه ذره دوست دارن هم ندارم ، منی که ساعتای استراحت و تفریحت تا تموم بشه هزار بار تموم میشم ، منی که وقتی میخوام از خونه برم بیرون هزار بار گونه های ماه خاطره ی تو رو با احترام میبوسم چجوری میتونم برم ؟برم عاقل شم ، مثل تو بشم خوبه ؟

به جون خودت که میمیرم اگه کسی قسمم بده ، اولی ، دومی ، سومی ، آخری ، همش خودتی.

من فدای مریم گفتنات ، من برم سراغ کدوم شاعر ؟ شعر چه کسی رو واست بنویسم وقتی آسمون تویی ، ستاره ش تویی ، باغچه ش تویی ، گلش تویی ، ایوونش تویی ، بارونش تویی ، لیلیش تویی ، مجنونش تویی ، فوارش تویی ، گلدونش تویی ، اصلا همیشه همش فقط تویی .

ه جا شنیدم یکی میگفت اسم اولین فرشته خدا سارا بوده نه اینکه بگم اون راست نمیگه اما نمیدونم چرا فکر میکنم تو بودی ، اینجوری نگاهم نکن ، نگو بعضی وقتا خودمم باورم نمیشه که کسی ایت قدر دوسم داشته باشه حق با تو إ...میدونی کارمون خیلی وقته از این حرفا گذشته ، از ببخشید و . . . ، بار آخرم بود و . . . ، خیلی فاصله گرفتیم و . . . ، دیگه تکرار نمیشه و . . . ، خیلی روزاس که گذشتیم .

اما اگه تو میخوای یادم بده ، چون تو میخوای یه وقتا عاقل تر بشم ، یه وقتا واسه حفظ یه چیزایی که ما میگیم رفتنش بهتره و مردم میگن موندنش ،یه کارایی را باید بگذاریم کنار اما چجوری ؟دیدی ستاره ها فقط خونه ماه میرن عید دیدنی ، تو که ماهی پس تو خونتون همیشه عیده بذار واسه همیشه بیام خونه شما عید دیدنی ، آخه من فقط تو رو دوس دارم ، جرمه ؟

دلم میخواد یه جوری زندگی کنم که آدما بهش میگن عجیب ، فقط به تو سلام کنم ، فقط با تو حرف بزنم ، فقط واسه تو دعا کنم ، فقط تو چیز یادم بدی ، دسم فقط تو دس تو باشه ، فقط تو بهم بگی مریم ، فقط مریم تو باشم ، بجاش تو هم فقط مال من باشی .

میدونم این دلیل واسه آدم های اینجا قانع کننده نیست که ما بگیم چون اینجا همه  باهامون حرف میزنن بعدشم به هم حسودیمون میشه ، میریم یه جای دور ، نه حواسم یه لحظه بیشتر رفت پیش تو ، من حسودیم میشه تو رو که میدونم ، آخرش اینه که ملاحظه مو میکنی البته ببخشیدا ،ولی اونم شک دارم عزیزم ما محکومیم به تحمل آدمایی که زندگیمونو چه بخوایم چه نخوایم میسازن ، اما من میگم بیا بریم یه جا که هیچکس نباشه که حتی اسمتو یاد بگیره چه برسه به اینکه صدات کنه .یه جا شبیه جزیره ، گرچه تو خودت برمودایی .آدم میشکنه تو نور اون چشمای مث اقیانوس نازت ، تا دنیا دنیاس زیر دین این چشمای معصومت میسوزم ، دیدی فواره ها تو راه آسمون می شکنن ؟

دیدی گل سرخ وقتی میخواد واسه ی پروانه ها جا باز کنه ، دیواره های قلبش ناخواسته ترک میخوره ، من یه وقتایی اونجوری دوست ندارم ، نگو پرده های حریر شرمو زدم کنار ، میخوام این احساس به آتیش کشیده شده زیر رواق های طلایی ناز کردنات یه هوایی بخوره ،خیلی آروم واست مینویسم ، نبینم دلت از من بگیره ، نبینم واسه من اخم کنی واسه دیگران بخندی ، نبینم یه جوری تلافی کنی که گونه هام از خجالت چشم های مهربونت سرخ تر بشن

به اندازه کافی امروز زخم حسادتامو بستی ، تو این عصر بی مهری که رو هویت آدما قیمت میذارن نکنه هوس کنی بیمار عشقتو عوض کنی ، نکنه خسته ت کنم ، نکنه بری سراغ یکی دیگه که جنون عشقش کمتر فوران میکنه و به قول خودت آبرو تو کمتر میبره ، نرو ، من به اون آدما به همشون گفتم شعرا واسه تو إ... همش حتی اونا که هنوز نوشته نشدن اونا که تو چند فرسخی نوشته شدن دارن ستاره می شمرن ، اونا که پشت مه گم شدن ، و خیلیای دیگه ، عزیزم زندگی من بخوای نخوای مال توإ... آخه تا عاشقت شدم شاعرم کردی ، خودت نوشتی ، بازم واسم بنویس ،غزلت آرومم میکنه ، مثنویت دلداریم میده ، شعر نوت تاره م میکنه ، نگاهتم که دیگه هیچی ، باهاش زندگی میکنم .

خلاصه که حسابی رو اسم همه خط کشیدی ، رو تموم شماره های جدول دلم ، عمودی ، افقی ، اون خونه سیاها ، اون حرفای جا افتاده ، اون خطهای وسط به خدا همش تویی ، آخه من از دست تو چیکار کنم ؟

قول میدم اگه اونی که میخوای نیستم یادم بدی زود یاد میگیرم ، همونی میشم که میخوای ، مث حال و هوای آسمون یه وقت نم نم ، یه وقت رعد و برق ، یه وقت تگرگ ، گاهی هم آفتاب ، بستگی به چشای تو داره ، اینجوری خوبه ؟

اون وقت ممکنه دوسم داشته باشی اگه نمیتونی دوسم داشته باشی لااقل یه قول بهم بده ، بیشتر از این از چشات نیفتم ، چون بی تو میمیرم .

+نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم مرداد 1390ساعت18:28توسط حامد | |